خرید بک لینک
راستش من دلم برای خودم میسوزه،برای اون روزی که 16-17 سالم بودم و دوست مثل خواهرم براش یه اتفاق بد افتاد و پول لازم داشت و من یه وام از اینا که همه رو هم پول میزارن و نوبتی به هم وام میدن برداشتم که بت

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1399 ساعت: 4:41

این روزا دارم از خودم پیشرفت و تغییر میبینم واقعا. من همیشه سنگ صبور خیلیلا بودم.اما الان دیگه حوصله ندارم. یه دوستی دارم چندبار خودم نشستم پای درد و دلش و حجم زیادی از غصه و انرژی منفیش رو گوش کردم.

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1399 ساعت: 4:41

یه مرضی بین مرض هایی که دارم وجود داره اونم اینه که فک میکنم تا پروفسور سمیعی نشم فایده نداره اما الان این فکراومد سرم

هشتگ پروژه الکی آناهید

برو تو کار همین پروژه های الکی و سرگرم باش جون مادرت و به من گیر نده

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1399 ساعت: 4:41

با اینکه به زندگی کردن علاقمند شدم دوباره ولی این روزا،خیلی برام روزای سختیه و کرونا روانیمون کرده. البته ارتباطات اجتماعیمم خیلی کم شده و دلم واسه دوستام به شدت تنگ شده. موهامو رنگ کردم و پیشونیمو بو

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1399 ساعت: 4:41

عزیز مامان اگه بدونی من تو این 2-3 سال گدشته چه گندی تو زندگیم زدم یا حسلبی از وجودم شرمنده میشی یا اگه خیلی باشعور باشی به احساسات عاشقانه و صداقت و میلم به تجربه افتخار میکنی. من مورد سواستفاده قرار

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1399 ساعت: 4:41

این روزها که آرزوهای بچگیم داره محقق میشه و مرهم درد روزای درناک یکی دو سال گذشته ام میشه.میخوام بدونی از جایی که تو تغییر کنی،خیلی چیزا تغییر میکنه.

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1399 ساعت: 4:41

روزای اولی که باهم آشنا شدیم 27 سالش بود و هی میگفت میبینی 30 سالم شده و تو این مملکت هیچی به هیچی. از خطایی که تو این 3 سال داره روی صورتش میفته مثل چشماش که برای من همیشه جذاب ترین بوده خوشم میاد. ط

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1399 ساعت: 4:41

سلام مامان جون گفتم چند کلمه برات بنویسم شاید تو قد من کله خر نباشی و نخوای خودت به همه چی برسی. اول اینکه نظم اسمش قشنگ نیست اما در عمل بسیار هم خوبه.برات جا باز میکنه چه فیزیکی چه منتالی. یعنی لباسا

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1399 ساعت: 4:41

این روزا دارم به سوال بعدش چی بدون فریز یا فرار فکر میکنم.خوشحالم جون راستش من خیلی وقته که درست به سوال بعدش چی فکر نکرده بودم

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1399 ساعت: 4:41

فکر کنم من یکی از معمولی ترین دخترهای جهان بودم.شاید بی خاصیت ترین،شاید غیر جذاب ترین. شاید همه همینطوری ان. از ارتباطات راحت و بی قید هنوز هم متنفرم،به نظرم اینایی که از خودشون تپ و تپ عکس میگیرن میز

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1399 ساعت: 4:41

صفحه بندی